السيد الطباطبائي

59

قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

يوسف ( ع ) به خاك افتادن پدر و مادر و برادران را در صورت سجده خورشيد و ماه و ستارگان ديده بود و چنان كه ملك مصر قحطى هفت‌ساله مصر را در شكل هفت گاو لاغر كه

--> ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه را ديدم درحالىكه براى من سجده مىكردند ) و تأويل خواب در آيهء صدم سوره از زبان يوسف ( ع ) نقل شده است ( يوسف پدر و مادر خود را - پس از آنكه بعد از سالها مفارقت در مصر به ديدارش رسيدند - بالاى تخت برد و پدر و مادر و برادران برابر او به خاك افتادند و گفت : اى پدر اينست تأويل خواب من ) . و خواب ملك مصر در آيهء چهل و سوم سوره ذكر شده است ( ملك گفت من در خواب مىبينم هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را مىخورند و هفت سنبل سبز و سنبلهاى ديگر خشك ) و تأويل آن در آيهء 47 - 49 از زبان يوسف ( ع ) نقل شده ( يوسف گفت : هفت سال با كوشش تمام مىكاريد و هر چه درويديد در سنبلش نگهداريد مگر كمى از خوراكيتان را ، پس از آن هفت سال سخت مىآيد كه ذخيره پيشين شما را مىخورند مگر كمى از آنچه نگه مىداريد پس از آن سالى مىآيد كه در آن باران براى مردم مىآيد ) . و خواب مصاحبان زندان يوسف هم در آيه سى و ششم سوره ذكر شده ( با يوسف دو جوان - يا دو غلام شاه - داخل زندان شدند يكى - بيوسف - گفت : من در خواب ديدم كه انگور مىفشرم و